همه چیز از اون جایی شروع شد که دسته آتاری رو تو دست گرفتم و بازی اردک ( duck hunt ) رو شروع کردم بازی کردن. اره بازی کردن شروع آشنایی من با کامپیوتر و دنیای جذاب تکنولوژی بود. البته خب اون موقع که این چیزا رو نمیدونستم و همینطور نمیدونستم قرار هست به کجا برسم.
خب یکم پرش (skip) میزنیم و میریم جلوتر میرسیم به اونجایی که عاشق دنیای چتروم شدم و باعث آشنایی من با نرمافزار فتوشاپ شد. اولین عشق من در نرمافزارها التبه خب روزها و هفتههای اول یکم سخت بود شناختن همدیگر اما کم کم اینقدر با هم جر و بحث کردیم تا تونستیم قلق همو بشناسیم و با همکاری هم کارهامون و انجام بدیم. کارهای جذاب خودم اون موقع بیشتر برای طراحی آیکن درجات چت روم یا بک گراند بود و بهترین کارها مختص ساخت هدر چت روم ها میشد که در ازای دریافت یک کارت شارژ ۵ تومانی ایرانسل انجام میشد.(به همین تباهی) ولی خب مجبور بودم چون هزینه اینترنتم میشد و اگر گوشی شارژ نمیشد اینترنت نداشتم و بقیه داستانها.
چند تا از کارهام میزارم که در دوران خودشون بهترین بودن (نامردیه اگر فکر بکنی چقدر ضایع هستن)


خب دیگه فقط از این کارها نبود پیشرفت کرده بودم و بنر هم میزدم که درآمد خوبی داشت بجز هزینه اینترنت خرج چیزای دیگهای هم در میومد



(شیشهای کار میکردیم وقتی مد نبود)
خلاصه که دوران خوبی بود واسه خودش (وی آهی میکشد) ولی چرخ روزگار خوب نچرخید نسلهای جدید اومد روی کار و ما اوایل کار بودیم و خبر نداشتم چی میشه چی نمیشه. چت روم ها برکنار شدن و جاشون و دادن پیامرسانهای گوشی. البته خب در دوران حکمرانی چت رومها کمی هم به سمت کدنویسی مثل Html & Css رفته بودم که بعد از این داستانها و علاقه بیشتر پیدا کردن به سایت و کد به این سمت هم کشیده شدم.
خب حرفهای تر شده بودم هم در گرافیک و هم از هاست، سایت، انجمن و کد نویسی یک چیزایی یاد گرفته بودم.
تقریبا توی کار گرافیکی هر کاری بود قبول میکردم لوگو میساختم ظاهر سایت با فتوشاپ طراحی میکردم بنر، پوستر، کارت ویزیت و ... . خلاصه همه کار میکردیم ولی خب در حد ابتدایی بودن( البته که اون موقع با خودم فکر میکردم بابا ایول عجب طرحی عجب کاری )


داستان کم کم عوض شد و یکم جدی شدم در کسب درآمد از اینترنت و با کارهای گرافیکی دیدم به جایی نمیرسم (البته که میتونستم برسم راهشو نمیدونستم). تا حدودی وردپرس و یاد گرفته بودم و فهمیده بودم از سایت زدن میشه پول بدست آورد ولی بازهم راهشو نمیدونستم. از طرفی فهمیده بودم سایتهای نیاز به کد نویسی برای قالبشون دارند پس Html & Css رو جدی یاد گرفتم. ۳ ماه تابستان سخت تمرین میکردم، اره برای همین دو زبان اسکریپت نویسی که اون موقع بود برای من ۳ ماه طول کشید یادگیریش. البته که من یک چیزی و بخوام یاد بگیریم در حد فول میرم جلو بعد میگم که متخصص این کار هستم.
یک کارهایی رو شروع کردم در کنارش سایت وردپرسی خودم رو هم زدم و خیلی کارهای این شکلی اما دیدم یکجای کار من داره میلنگه و نتیجه جدی و درستی نمیگیرم و درآمد خیلی کمی دارم و الان ۱۸ سالم هست و نمیتونم دست رو دست بزارم (آخه خرج زندگیم با خودمه). پس باید یک حرکت درست حسابیتر بزنم. اون وقت بود که رفتم به صورت جدی سراغ یادگیری اندروید که یک ماهه بیخیالش شدم و بعدش رفتم سراغ یادگیری php و دنیای برنامهنویسی واقعی .
خب این بود شروع ماجرا یک اواسط ماجرا و یک پایان ماجرا هم هست که در قسمتهای بعدی منتشر میکنم. البته که خیلی قسمتها رو خلاصه کردم و سعی کردم اون قسمتهایی که میتونه آموزنده باشه رو واستون بنویسم. به عنوان مثال اون اوایل توی کار چت روم بودیم خب وبلاگ هم داشتم چندتایی روی سرویسهای مختلف که بیتاثیر در مسیر من نبودن. خود یاهو مسنجر و آشنایی من با خیلی دوستان خوبم و حتی چند ماه رفتن به سمت دنیای هک (آخه هر کی سوادی از تکنولوژی نداره فکر میکنه هک باید یاد بگیره و خیلی باحاله) حتی از دنیای انجمنها چیزی نگفتم خود اسکریپت ویبولتین و فعالیت من در دوتا از انجمنهای بزرگ در اون موقع بیتاثیر در مسیر یادگیریم نبودن.
خلاصه که این نقطه موفقیت یا مسیر رسیدن به هدف صاف و هموار نیست مخصوصا واسه بچه شهرستانی که هیچ امکانات یا افرادی از بیرون برای کمک بهش نیستند و همه چیز رو باید از خود اینترنت یاد میگرفته.
پایان قسمت اول (شروع ماجراجویی)
کلا خاطرات چت روم زنده شد . یادش بخیر. منتظر پست های بعدت هستم